X
تبلیغات
کلوپ هواداران علی ضیا
کلوپ هواداران علی ضیا

خدایا مارا به جبرهم که شده سربزیر کن خیری ندیده ایم از این اختیار ها...


همایش ویتامین 3 در زاهدان



یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1392 |

 

شب آرزوها




میگن شب آرزو ها خدا فرشته هاشو میفرسته تا بیان زمین و آرزو های بنده هاشو بنویسن
اون وقت فرشته هاآرزوهاتو میبرن پیش خدا و خدا هم بهترینشو بهت میده...
حواست باشه فرشتتو گم نکنی...
التماس دعا


چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1392 |

 

ایام امتحانات تسلیت باد!

 

الهی !با خاطر خسته ،دل به کرم توبسته دست از اساتید شسته ودرانتظار نمرات نشسته ام.

پاس شود کریمی،پاس نشود حکیمی،نیفتم شاکرم،بیفتم صابرم،الهی شهریه ها بالاست که میدانی،وجیبم خالیست که میبینی،نه پای گریز از امتحان دارم ونه زبان ستیز با استاد،الهی دانشجویی را چه شاید واز او چه باید!؟

 این دعارو قبل امتحانا بخونین شاید جواب داد .

ولی ازته دل از خدا میخوام ایشالله هممون نتیجه خوبی بگیریم.

یا علی...


شنبه چهاردهم اردیبهشت 1392 |

 

یه عکس متفاوت


شنبه چهاردهم اردیبهشت 1392 |

 

ویتامین سه 12اردیبهشت و سید جواد هاشمی



ادامه مطلب

جمعه سیزدهم اردیبهشت 1392 |

 

ماه رمضان 92


برچسب‌ها: لحظات افطار, مجری ماه عسل, علی ضیا یا احسان علیخانی

جمعه سیزدهم اردیبهشت 1392 |

 

...


چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1392 |

 

روز مادر مبارک

مـ♥ـادرم ...


من هرگز بهشت را زیر پایت ندیدم...


زیر پای تو آرزوهایی که بود که از آن گذشتی بخاطر من....

زندگی با زن آغاز میشود و مرد مرگ هر زندگی است ...!

زن است زندگی زن است زیبا ...

بهترین ها روزتان مبارک



سه شنبه دهم اردیبهشت 1392 |

 

دلتنگی علی ضیا برای دیدن رضا صادقی

دلتنگی ضیا برای دیدن رضا صادقی خندان

 


 
تمام خستگی هایت را یک جا می خرم تا شاید بخندی. روزی که این نگاه را با دوستم مطرح کردم، او هم از شروع ترانه ای برایم گفت که باید کسی می ماند و کسی می رفت. و این بهانه ترانه ای شد که در شبی محرَم برای رضا صادقیِ همیشه عزیز خواندم.


برترین مجله اینترنتی ایران

تماشا: ترانه و شعر از همیشه سال های جوانی انسی با لحظه های من داشته است. گاه و بیگاه، تک بیت هایی، غزل هایی و خیلی وقت ها متن هایی برای او که در همیشه نیست نوشته ام. برای او که گاه و بی گاه خوابش را می بینم. روزهای سخت سال 91 آغاز شده بود، من از سختی روزهای پیش رو خبر نداشتم و در دلم نقل حرف هایی بود اینچنانی و آنچنانی!

فکر می کردم امسال، سال رفاقت ها و دوستی ها خواهد بود فکر می کردم تمام آدم هایی که به من لبخند می زنند، آدم هایی شبیه من، آدم هایی شبیه ما هستند. تزویر و ریا و دروغ را از میانه چهره شان تشخیص نمی دادم. فکر می کردم چقدر خوب است که آدم های زیادی به من سر می زنند. آدم های زیادی من را دوست دارند، آدم های زیادی حالم را می پرسند ... و نمی دانستم رفیق های نایاب، میانه آن زیادی ها گم شده اند و من تنها تزویر و دروغ و ریا می بینم.

یادداشت علی ضیاء در مورد همکاری با رضا صادقی در «همین»

حالم مثل همیشه با تو بودن خوب بود. قلم که دوست همیشگی من است را دنبال خود داشتم. در میان راه رسیدن به کوهی در شیراز یادم افتاد که خنده هایت، تمام نداشته است و فکر کردم تمام خستگی هایت را یک جا می خرم تا شاید بخندی. روزی که این نگاه را با دوستم مطرح کردم، او هم از شروع ترانه ای برایم گفت که باید کسی می ماند و کسی می رفت. و این بهانه ترانه ای شد که در شبی محرَم برای رضا صادقیِ همیشه عزیز خواندم.

این روزها دلم برای دیدن رضا صادقی خندان تنگ شده! این روزها اصلا دلم برای دیدن رضا صادقی تنگ است و خوشحالم در اوج بی خبری، آلبومی آمد که بسیار سر و صدا به پا کرده و مردم هنوز پوسترهای این آلبوم را ندیده، آن را خریدند. آلبوم «همین» با صدای کسی که مردمش را بسیار زیاد دوست دارد، از نامردمی ها گریزان است و سال ها پیش گفته دنیا بایستد و او پیاده شود، آلبومی است شنیدنی که من افتخار این را دارم که در آن حضور داشته باشم. آلبومی که رضا صادقی گفته است هنوز می شود به شانه های محکمش تکیه کرد و از غصه ها نترسید. آلبومی که می دانم در دل رضا صادقی عزیز هم نقل حرف هایی است نگفتنی اما شنیدنی.
 
 اینم ترانه ای که آقای ضیا برای یکی از آهنگهای این آلبوم خوندن بنام " بخند":
 
تو دلم نقل یه حرفایی هست
که بگم میری، نگم میمیرم
بعضیا بد جوری عاشق میشن
عشق یعنی تو بمون، من میرم


تو که میری نفسم میگیره
همه ی خستگی هات یکجا چند؟
تو بخندی همه چی حل میشه
تو بخندی همه چی خوبه
بخند، بخند، بخند

همه چی خوبه فقط دلتنگم
آخه هیچی مثل دلتنگی نیست
دو تا دریاچه تو چشماته ولی
هیچ دریاچه ای این رنگی نیست


هنوزم دور خودم میچرخم
من و این عقربه ها هم دردیم
ساعت ها از سر هم رد میشن
ما فقط میریم و بر میگردیم

تو دلم نقل یه حرفایی هست
که بگم میری، نگم میمیرم
بعضیا بد جوری عاشق میشن
عشق یعنی تو بمون، من میرم

تو که میری نفسم میگیره
همه ی خستگی هات یک جا چند؟
تو بخندی همه چی حل میشه
تو بخندی همه چی خوبه
بخند...بخند... بخند

همه چی خوبه فقط دلتنگم
آخه هیچی مثل دلتنگی نیست
دو تا دریاچه تو چشماته ولی
هیچ دریاچه ای این رنگی نیست

هنوزم دور خودم میچرخم
من و این عقربه ها هم دردیم
ساعت ها از سر هم رد میشن
ما فقط میریم و بر میگردیم

تو که رفتی و رسیدی به بهار
هنوز اینجا سر کوه ها برفه
آخرش عشق تو ویرونم کرد
مرد ویرون بشه خیلی حرفه

تو که رفتی و رسیدی به بهار
هنوز اینجا سر کوه ها برفه
آخرش عشق تو ویرونم کرد
مرد ویرون بشه خیلی حرفه

تو دلم نقل یه حرفایی هست...

 
البته این شعر با همراهی امیرحسین اللهیاری عزیز
دوست خوب آقای ضیا وشاعر دوست داشتنی مون سروده شده.

جمعه سی ام فروردین 1392 |

 

ویتامین3 بیست و هشتم فروردین

 



ادامه مطلب

چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392 |

 

دلنوشته جدید


شنبه بیست و چهارم فروردین 1392 |

 

پاسخ علی ضیا به بازیگری:

* پیشنهاد بازی در دو فیلم را داشتم

 ضیاء در پاسخ به اینکه آیا پیشنهاد بازیگری داشته است؟

گفت: تاکنون پیشنهاد بازی در دو فیلم را داشته‌ام، اما فعلا

ترجیح دادم بیشتر در خدمت شبکه سه باشم و باید ببینم پ

یشنهادات بازی چطور خواهد بود.


شنبه بیست و چهارم فروردین 1392 |

 

ویتامین 3 بیست و چهارم فروردین




ادامه مطلب

شنبه بیست و چهارم فروردین 1392 |

 

نوشته جدید علی ضیا

توی زنــدگی خیلی چیزاروممکنه ببینیم یابرامـون تکــراربشه.

 

ازروزهای مدرسـه که بزرگــتر میشیم ودردانشـگاه تکرار میشن،تااتفاقاتی که میگذرن برای اینکه

مــابزرگتــربشیم..

 

بزرگ تــریاکوچک تــرمهم نیستــــ

 

مهم اینه که توتمام مـــراحل زندگی،کسایی همیشه ازموفقیت تو لذتـــ میبرن

 

وتوی غمت هم،هموناعاشقونه کنارت می ایستن تاغمت نباشه..

 

اونایی که باغم تو همــراه هستن،بدون هیچ توقعی نام های آشنایی دارن..

 

همونایی که خیلی وقتادرکشون نکردیم ومحبتشون رونفهمیدیم..

 

همونا یی که نزدیکن اما خیلی وقت ها دوردیده شدن!

 

همونایی که شنیدیمشون،اماگوش ندادیم بهشون..

 

اما اونا بدون هیچ دریغی،همیــــشه بودن

 

باباومادرجونم..

 

این روزهای سخت باشمااسون میگذره،خانواده تنها تکیه گاه من بوده وهست

 

مادرم،پدرم وخواهرم..همیشه بابودنتون ارومم!

 

تواین زمونه ای که دستی به مهر به سختی به سمت ادم دراز میشه

دستهای مهربون خانواده رو بایـــدبوسید.

حالا وقتی خسته ای ودلتنگ،بدون! که مهردست های پدرومادرت کنارت هست

بوسیدن دستشون کارهرروزمون باشه..

قدرشون روبدونیم وازحرف ها وتجربه هاشون استفاده کنیم..

وبشنویم وگوش کنیم وبهشون نگاه کنیم وببینیمشون وقدرشون روبدونیم

وبدونیم عشــــق تواین زمانه نــایـــاب است.

علــی ضیاء


جمعه بیست و سوم فروردین 1392 |

 



ادامه مطلب

سه شنبه بیستم فروردین 1392 |

 

علی ضیا جایگزین محمدرضا گلزار شد.

 

یکی ازپرفروشترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران،

"آتش بس"به کارگردانی تهمینه میلانی وبابازی زوج

پرطرفداری چون محمدرضا گلزار ومهنازافشار بود.

البته شکی نیست که این اثر تاحدی برگرفته از

فیلم آمریکایی"آقاو خانم اسمیت"بود.

تهمینه میلانی،هفت سال پس ازتولید"آتش بس"

تصمیم گرفت تا نسخه دوم این فیلم رااوایل سال۹۲

کلید بزند!حضور مهنازافشار در"آتش بس ۲"قطعی شده

ولی محمدرضا گلزار بخاطراینکه درگیربازی در

یک پروژه خارجی ست نمیتواند بامیلانی همکاری کند.

به عمین خاطر علی ضیا،مجری محبوب تلویزیونی برای ایفای

 نقش اصلی مرد این فیلم انتخاب شده تااولین تجربه

رسمی بازیگری اش نیز رقم بخورد!

بدون شک حضور علی ضیا دراین فیلم

جذابیت های زیادی رابرای

مخاطبین بهمراه خواهدداشت.

 

این خبر رو از ماهنامه مادران

ویژه نامه نوروز براتون گذاشتم.

این مجله اسفند ۹۱منتشرشده.


یکشنبه هجدهم فروردین 1392 |

 

علی ضیا در برنامه سیب سرخ + پشت صحنه برنامه

r462_11.jpg


برچسب‌ها: علی ضیا, علی ضیا در سیب سرخ, پشت صحنه سیب سرخ

ادامه مطلب

جمعه شانزدهم فروردین 1392 |

 

درگذشت عسل بدیعی

سلام..متاسفانه عسل بدیعی بازیگر جوان سینما و تلویزیون که بر اثر مسمومیت دارویی از روز گذشته در بیمارستان لقمان بستری شده بود، در بیمارستان لقمان به دلیل ایست قلبی جان به جان‌آفرین تسلیم کرد.. ایشان در زمان حیات‌شان اعضای بدنشان را اهدا کرده بودند که کارهای مربوط به اهدای اعضاء ایشان در حال انجام است.. هنوز مراسم خاکسپاری قطعی نیست اما احتمالا روز 15 فروردین‌ماه و پس از تعطیلات خواهد بود..عسل بدیعی متولد سال 1356 در تهران بود و از سال 75 با بازی در «بودن یا نبودن» ساخته کیانوش عیاری فعالیت حرفه ای خود را آغاز کرد.عسل بدیعی همسر سابق فریبرز عرب نیا است..وی روز گذشته به دلیل مشکل تنفسی در بیمارستان لقمان بستری شده بود که دچار مرگ مغزی شد و دقایقی پیش، درگذشت..شادی روحش یک حمد و سوره بخونیم..التماس دعا..یا علی..


برچسب‌ها: درگذشت عسل بدیعی

چهارشنبه چهاردهم فروردین 1392 |

 

سیزده بدر

امیدوارم با جمع کردن هفت سین نوروزی

قرآنش نگهدارتان، آینه اش روشنایی زندگیتان

سکه اش برکت عمرتان،سبزیش طراوت و شادابی دلتان

ماهی اش شوق ادامه زندگیتان را به شما هدیه دهد

سیزده بدر مبارک . . .


برچسب‌ها: سیزده بدر

دوشنبه دوازدهم فروردین 1392 |

 

2عکس جدید

http://axgig.com/images/01351847869175333215.jpg


دوشنبه دوازدهم فروردین 1392 |

 

همسر شهید بابایی در ویژه برنامه نوروز

 
سیدعلی ضیاء مجری برنامه سال تحویل شبکه سه سیما صبح چهارشنبه 30 اسفند میزبان ملیحه حکمت همسر شهید بابایی و افسانه بایگان بازیگر نقش همسر شهید در سریال «شوق پرواز» بود.
خبرگزاری فارس: سیدعلی ضیاء مجری برنامه سال تحویل شبکه سه سیما صبح چهارشنبه 30 اسفند میزبان ملیحه حکمت همسر شهید بابایی و افسانه بایگان بازیگر نقش همسر شهید در سریال «شوق پرواز» بود.

حکمت در این برنامه با اشاره به اولین و آخرین سال تحویلی که در کنار شهید بابایی بوده است، گفت: سال 61 سال تحویل را در اصفهان با عباس در کنار بچه هایم بودم و خوشحالی زیادی داشتم که در کنار او بودم. همزمان که با قرائت قرآن، به استقبال هلول سال نو می رفتیم چرتمان گرفت. یادم می آید همسرم سراسیمه بلند شد و بیدارم کرد. خدارا شکر سال تحویل خواب نماندیم و تنها سالی بود که در کنار هم بودیم.

بایگان نیز با اشاره به چند باری که در سال تحویل خواب مانده است، در پاسخ به سوال ضیاء مبنی بر اینکه بهترین عیدی که گرفتید چه بوده، اظهار کرد: حضور انسان روی کره زمین بهترین عیدی است که از خداوند گرفته است و دیگر چیزها در قیاس با این موضوع یعنی فرصت هستی و استفاده از آن ناچیز است. بنابراین هر انسانی باید سعی کند از این فرصت به خوبی استفاده کند.

وی افزود: هر انسانی در هر جایی که قرار گرفته است ماموریت الهی دارد که بر زمین آمده است. همه ما باید بتوانیم این ماموریت را به درستی انجام دهد.

حکمت نیز در پاسخ به همین سوال گفت: بهترین عیدی من سلامتی همسر و فرزندانم بود. با توجه به عشق و علاقه عمیقی نیز که در قلب هر دوی ما جاری بود حتی اکنون که از لحاظ فیزیکی در خدمتشان نیستم، حس می کنم سایه او بالای سرم است. او گرچه تنها یک بار سال تحویل در کنار من بود اما حقیقتا اگر یک دقیقه از وقتش را در منزل بود سعی می کرد تمام خلاهای نبود چندین ساعت را جبران کند و از جارو کردن تا ظرف شستن را انجام می داد.

در ادامه ضیاء به جشنواره جام جم اشاره کرد که دختر شهید بابایی در آن مراسم دعوت بود و گفت: یادم می آید دخترتان به جای شما که کسالت داشتید آنجا بود و زمانی که برای حضور در سن دعوت شد، اولین کسی که از روی صندلی بلند شد و برای دختر خانم شما دست زد، افسانه بایگان بود. آن لحظه تمام مرکز همایش های صدا و سیما سکوت کردند و ایستادند. برای تمام لحظه های قشنگی که ثانیه به ثانیه آن را مدیون شهدا هستیم. کسانی که از عزیزترین لحظاتشان گذشتند و خانواده شان شایسته تقدیر هستند.

وی همچنین توضیح داد شهاب حسینی مسافرت است برای همین نتوانسته به برنامه بیاید.

بایگان نیز با بیان اینکه آشنایی با حکمت بهترین فرصت برای او بوده است، تصریح کرد: این موضوع باعث شد بیشتر و نزدیک تر با زندگی ایشان و شهید بابایی آشنا شوم. حس ناب و لطیفی که بین این زن و شوهر گذشته بسیار معنوی و عاشقانه بوده است. نامه های لطیقی که شهید بابایی برای حکمت نوشته نیز بسیار جالب است و هر خانمی آرزو دارد همسرش اینقدر لطیف و عاشقانه برایش بنویسد. آن هم در روزگاری که ریتم زندگی تند و فاصله ها زیاد شده است.

حکمت نیز با اشاره به پایان نامه های شهید بابایی با حک این جمله «عاشقت: عباس» به عنوان سخنان پایانی اظهار کرد: از کلیه عوامل سریال «شوق پرواز» تشکر کنم. به ویژه یدالله صمدی و جواد نوروزبیگی و هنرپیشگان عزیز. اکنون جای الهام حمیدی و شهاب حسینی خالی است. از همه متشکرم. تلاش آنها این بود که واقعیت ها را در سریال بگنجانند گرچه نتیجه قطره ای در برابر اقیانوس بود و 100 قسمت هم برای پرداختن به عباس بابایی کم بود.

یکشنبه چهارم فروردین 1392 |

 

عکس های پشت صحنه ویژه برنامه نوروز


برچسب‌ها: عکس های پشت صحنه, ویژه برنامه نوروز, علی ضیا

ادامه مطلب

یکشنبه چهارم فروردین 1392 |

 

سال نو مبارک

سال نومی شود.زمین نفسی دوباره می کشد.برگ ها به رنگ در می آیند و گل ها لبخند می زند و پرنده های خسته بر می گردند و دراین رویش سبز دوباره…من…تو…ما…کجا ایستاده اییم.سهم ما چیست؟..نقش ما چیست؟…پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟…زمین سلامت می کنیم و ابرها درودتان باد و …سال نو مبارک …چون همیشه امیدوار وسال نومبارک   

امیدوارم بهترین عیدتون رو تجربه کنید


یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391 |

 

علی ضیا و خاطرات نوروز

 

 

نوروز بیشتر خانه تکانی دل است و همه باید تلاش کنیم تا برنامه ای داشته باشیم برای تغییر در سال جدید و ان شالله حرکت به سمت خوبی ها.

من که قطعا در عید مسافرت برو نیستم یعنی در عید و زمان شلوغی و این حرفا هیچ

وقت مسافرت نرفته ام مگر زمان کودکی که باید کنار خانواده ام می بودم اما وقتی

بزرگتر شدیم و خانواده توجه بیشتری به حرف هایمان نشان می دادند عموما در نوروز سفری نرفتیم اما خب احتمالا امسال می روم کاشان شهر خودم البته این مسافرت حساب نمی شود چون کاشان شهر خودم است و خیلی هم آنجا راحتم و خوش می گذرد.

همه نوروز های زندگی من خیلی خاطره انگیز بوده است اما خب خیلی از عزیزان و دوستانی که من را می شناسند می دانند که همیشه تمام تلاشم را میکنم که در این روزها حتما کنار خانواده ام باشم.

یادم می آید سه سال پیش برنامه ای در کیش داشتیم که باید تمام نوروز را آنجا می بودم و برنامه اجرا میکردم اما برای اینکه لحظه سال تحویل کنار خانواده ام باشم ساعت ۶ بعد ازظهر ۲۹ اسفند بلیت گرفتم که البته سه ساعت تاخیر در پرواز داشتیم و با این وجود یک ربع به ۱۲ شب رسیدم تهران . ساعت ۱۲ سوار ماشینشدم و دو ونیم صبح رسیدم کاشان ئ ساعت ۳ صبح هم سال تحویل میشد.

بعد از تحویل سال ۳-۴ ساعت خوابیدم. ۸ ساعت آمدم تهران و دوباره یک بعد از ظهر به سمت کیش پرواز کردم. منظورم این است من تمام سعی ام را کردم لحظه تحویل سال حتما کنار خانواده ام باشم. پارسال هم مشابه همین اتفاق افتاد. با تمام این تفاسیر دارم همه تلاشم را میکنم که امسال خاطره انگیزترین نوروز زندگی ام باشد. سخت ترین نوروز زندگی ام نوروزی بود که لحظه سال تحویل گریه پدرم را دیدم. ان هم به این دلیل بود که هر سال مادربزرگ پدری ام سر سفره هفت سین ما می نشست و در اولین سالی که دیگر حضور نداشت پدرم زار زار گریه می کرد و خیلی نوروز سختی بود. به هر صورت فراق و دوری هر عزیزی برای آدم ها بسیارسخت است.

عموما اگر کاشان باشم سفره هفت سین خانه را من و خواهرم با هم می چینیم البته این در صورتی است که حتما پیش هم باشیم. یک بار می بینی مثل پارسال می شود که لحظه سال تحویل می رسم خانه و جالبی اش این است که اگر آن لحظه کنار خانواده نباشم همیشه عکسم را رو یک برگه پرینت میگیرند و کنار سفره می گذارند و رویش می نویسند " علی جان جایت خالی است......."

بعدش هم عکس های آن روز را برایم ایمیل می کردند و می دیدم.

می خواهم بگویم خانواده ام حضور آن کسی که حالا به هر دلیلی ممکن است کنارشان نباشد را درک میکنند.

بین سین های هفت سین علاقه زیادی به سیب  دارم

 ،دلیلش رانمیدانم،ولی شاید چون نسبت به بقیه سین ها

 عاشقانه تر است.من هم که کلا آدمی هستم که سر سال

تحویل عموما حس و حال عحیب و غریبی دارم و برای همین

هم هست که سیب را بیشتر دوست دارم

 

 

 



یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391 |

 

تیزر تبلیغاتی ویژه برنامه نوروز

دانلود تیزر برنامه با صدای علی ضیا


یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391 |

 

ویتامین 3آخرین یکشنبه سال

 

 



ادامه مطلب

یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391 |

 

ویتامین 3 شنبه آخر



ادامه مطلب

شنبه بیست و ششم اسفند 1391 |

 

ویتامین سه پنجشنبه آخر سال و محمدرضا حسینیان

باران حسینیان:



برچسب‌ها: عکس های ویتامین سه, حضور خانوادگی محمدرضا حسینیان در ویتامین 3

ادامه مطلب

پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1391 |

 

مصاحبه جدید



ادامه مطلب

پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1391 |

 

ویتامین سه 20 اسفند

یه خبر خوش:

ویتامین سه یه هفته دیگه ادامه دارهههههه!!!!!!!!!!!!!!!



ادامه مطلب

یکشنبه بیستم اسفند 1391 |

 


یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم
گرکه در خویش شکستیم صدایی نکنیم
پر پروانه شکستن هنر انسان نیست
گر شکستیم زغفلت من ومایی نکنیم
یادمان باشد اگر حال خوشی دست بداد
جز برای فرج یار دعایی نکنیم
یاعلی
همین برایم کافیست


 

عکس های علی ضیا (2)
علی ضیا (2)
سیزده بدر (1)
مراسم عقد (1)
عکس های پشت صحنه (1)
علی ضیا در فیسبوک (1)
مجری ماه عسل (1)
دلنوشته جدیـــــــــــــــــد (1)
ویتامین3 (1)
برنامه ویتامین سه (1)
ویژه برنامه نوروز (1)
حامد کاویانپور و محمد محمدی در ویتامین3 (1)
عکس های ویتامین سه (1)
حضور خانوادگی محمدرضا حسینیان در ویتامین 3 (1)
درگذشت عسل بدیعی (1)
علی ضیا در سیب سرخ (1)
پشت صحنه سیب سرخ (1)
لحظات افطار (1)
علی ضیا یا احسان علیخانی (1)

 

 

هفته چهارم اردیبهشت 1392
هفته دوم اردیبهشت 1392
هفته چهارم فروردین 1392
هفته سوم فروردین 1392
هفته دوم فروردین 1392
هفته اوّل فروردین 1392
هفته چهارم اسفند 1391
هفته سوم اسفند 1391
هفته دوم اسفند 1391
هفته اوّل اسفند 1391
هفته چهارم بهمن 1391
هفته سوم بهمن 1391
هفته دوم بهمن 1391
هفته اوّل بهمن 1391
هفته چهارم دی 1391
هفته سوم دی 1391
هفته دوم دی 1391
هفته اوّل دی 1391
هفته چهارم آذر 1391
هفته سوم آذر 1391
هفته اوّل آذر 1391
هفته چهارم آبان 1391
هفته سوم آبان 1391
هفته دوم آبان 1391
هفته اوّل آبان 1391
هفته چهارم مهر 1391
هفته سوم مهر 1391
هفته دوم مهر 1391
هفته اوّل مهر 1391
هفته چهارم شهریور 1391
هفته سوم شهریور 1391
هفته دوم شهریور 1391
هفته اوّل شهریور 1391
هفته چهارم مرداد 1391
هفته سوم مرداد 1391
هفته دوم مرداد 1391
آرشيو

 

همایش ویتامین 3 در زاهدان
شب آرزوها
ایام امتحانات تسلیت باد!
یه عکس متفاوت
ویتامین سه 12اردیبهشت و سید جواد هاشمی
ماه رمضان 92
...
روز مادر مبارک
دلتنگی علی ضیا برای دیدن رضا صادقی
ویتامین3 بیست و هشتم فروردین

 

هستم (وبلاگ شخصی علی ضیا)
مجری بین المللی ما=علی ضیا{نگین جون}
اینجا همه چیز هست
حرف آخر
مرجانه دلم
دانلود کلیپ و بازی
عشق ممنوع!
دوستانه
بابک مافی
حس هفتم
معجزات عجیب صلوات
کلوپ هواداران احسان علیخانی
بهترین ها...
موسوفت
شاد باش نه غمگین
سید علی ضیا
وبلاگ طرفداران سید علی ضیا
اکیپ دوست داران سید علی ضیا
اینجا هرچی شما بخواین هست (فاطمه و حدیث)
باشگاه پرواز
تک پسر کاشون
برای علی ضیا نیمروزی نیمروزی ها
سید علی ضیا (از قاره کاشان)- مجری
اگر به هم نرسیدیم (وبلاگ شخصی عبدالله روا)
قبیله هواداران احسان علیخانی
عشق ما پرسپولیس و منچستر
ترنم باران
علی ضیا
پسر کاشونی
دانستنی های جالب
دل آرامـــــ
عشق گمشده
هرچی بخوای
فروشگاه ساعت مچی
no love
لوگو وبلاگ (پایگاه اختصاصی علی ضیا)
سرگرمی

 

سایت ویتامین 3
سایتgoogle
سایت yahoo

 

RSS 2.0


دعای فرج
صداياب

.: Weblog Themes By Blog Skin :.


آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ